تبلیغات
خدایا میمیرم برات ... - دوستی

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد

و برمی گشت !

پرسیدند :

چه می کنی ؟

پاسخ داد :

در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ...

گفتند :

حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است

و این آب فایده ای ندارد

گفت :

...شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ،

اما آن هنگام که خداوند می پرسد :

زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟

پاسخ میدم :

هر آنچه از من بر می آمد !!!!!

 

دوستی نه در ازدحام روز گم می شود نه در سکوت شب،

اگر گم شد هرچه هست دوستی نیست 



تاریخ : دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 | 01:16 ب.ظ | نویسنده : حسین یکی از بنده های خدا | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.